در دل رویاها…

به نام خدای من و رویاهای منمی بندم چشمانم را و می بویم عطر عود و می چشم طعم موسیقی بتهوون را و با این حال شگرف می غلطم در رویاهای ناتمامم. هر نوتی از موسیقی دنیایی بلکه هم بیشتر برایم تداعی میکند و در دنیایی تازه تر و شیرین تر و خوش طعم تر […]

آیینه و دل،خودت قیاس کن…

به نام خدایی که دل را چون آیینه آفرید اینک که می‌خواهم دل و آیینه را به قیاس کشم نمی دانم کار سختی پیش رو دارم یا سهل ، شاید سخت باشد آینه را از دلی کین دار تشخیص دادن. به سبب نور ، درخشش و تلألو آیینه ، چه پلشت است که آن دل […]

باران زیباتر از همیشه…

به نام خدایی که در این نزدیکی است… حالم حال دیگر است اینک ، کاغذ ها و قلم ها توان نگاشتن آن دگرگونی هایم را به دستان ناتوان خود نمی یابند و ناگزیر حال آشوب حاکم بر دلم را با فریادهای سکوت هم پا می نمایم باشد که حالم حال دیگر شود. سکوت مرگبار اتاقم […]

چشمان رنگی من دیدند…

چشمان رنگی من دیدند چشمان رنگی ام را به جهان گشودم و دیدم آن چه را که باید. دیدگانم مرا لذت زندگی بخشیدند لذت دیدن. دیدگانم به من: خنده های شیرین پیرزنی گریه های شیرین تر نوزادی آتش خشمین را دریای نیلین را گل‌های سرخین را سرسختی کوه را پشتکار رود را بخشندگی آفتاب درخشندگی […]

من،پاییز،تو…

به یاد عشق جاویدان پروردگار یکتا به وقت عاشقی پاییز را در تو دیدم ، پاییز را در تو شنیدم ، پاییز را در تو بوییدم و پاییز را در تو خلاصه کردم ؛ اینک پاییز را برای تو می سرایم . ای یار هوای بارانی من ، تو نیز همچون من ببار ، چرا […]

“که فرات شـاهد سیراب لب تشنه اوست…”

سلام آقا… گوش فرا دهید،نوایی بس آشنا به گوش میرسد؛گویی صدای شیون آسمانیان و زمینیان است زنهار ؛ عرش و فرش میگریند . گریه آسمان خدا ، به خون سرخ بدل شده است، ببار ای خونین دل ، ای آسمان ببار که زمین و زمینیان بس تشنه اند. ترک ها ی لبان نینوا را گواه […]

راز ترین راز دنیا…

سحرآمیز ترین راز دنیا… آن هنگام که خسته می شوم خسته از دنیا و دنیا دوست دارم خلوتگاهی دور از هرگونه دغدغه و هیاهو ، پناه برم تا تنها خودم باشم و خودم. می اندیشم و در ذهن خود جایی مهربانتر از خانه مادربزرگ نمی یابم. پناه می برم به آنجا لیکن با دیدن مادر […]

آسمان عاشق تر از سرو است…

آسمان عاشق تر از سرو است….. در پس این واهمه ها و غوغا ها در دل آشوبی خویش مأوایی جز فریاد سکوت جنگل نمی یابم. پناه میبرم از شرّ شلوغی شهر به زیر سایه سرو سبز سر به فلک کشیده. میبینم سرو را و به خنکای سایه سیاهش می نشینم ، و زانوان خسته ام […]

سمفونی آسمان و خورشید…

بنگر به آسمان، به آسمانی که به پاس هرلحظه تماشایش نوری به وسعت بیکرانه ها ارزانی چشمان زیبایت میکند. گاه از گاهان خشمگین است و گاه مسرور و خندان، گاه فریاد و نعره ای از ژرفای وجود برمی آورد که گوش فلک کر میشود و گاه آرام و بی صدا در خفا می گرید. می […]

به جای زلف لیلی بید مجنون را تماشا کن…

آسمان ، ابر ، دریا ، موج و رود چشمه ، کوه ، سنگ ،صحرا ، جنگل درخت این واژگان جملگی نماد یک فکر هستند یک عقیده. هر کدامشان به سبب موضوعی آدمی را به چالش فرا میخواند اما من با همه ی آنها تفاوت دارم. هر کجا، در هر جمله ، در هر بیت […]

متنی که میخواهید برای جستجو وارد کرده و دکمه جستجو را فشار دهید. برای لغو دکمه ESC را فشار دهید.

بازگشت به بالا