آسمان عاشق تر از سرو است….. در پس این واهمه ها و غوغا ها در دل آشوبی خویش مأوایی جز فریاد سکوت جنگل نمی یابم. پناه میبرم از شرّ شلوغی شهر به زیر سایه سرو سبز سر به فلک کشیده. میبینم سرو را و به خنکای سایه سیاهش می نشینم ، و زانوان خسته ام […]
سمفونی آسمان و خورشید…
بنگر به آسمان، به آسمانی که به پاس هرلحظه تماشایش نوری به وسعت بیکرانه ها ارزانی چشمان زیبایت میکند. گاه از گاهان خشمگین است و گاه مسرور و خندان، گاه فریاد و نعره ای از ژرفای وجود برمی آورد که گوش فلک کر میشود و گاه آرام و بی صدا در خفا می گرید. می […]
به جای زلف لیلی بید مجنون را تماشا کن…
آسمان ، ابر ، دریا ، موج و رود چشمه ، کوه ، سنگ ،صحرا ، جنگل درخت این واژگان جملگی نماد یک فکر هستند یک عقیده. هر کدامشان به سبب موضوعی آدمی را به چالش فرا میخواند اما من با همه ی آنها تفاوت دارم. هر کجا، در هر جمله ، در هر بیت […]
من به مشهد میروم…
نود و چهارمین سال خورشیدی بود، آن روز را خوب به خاطر دارم. روزی که با غم عجین شده بود اما قرار بود در آخرین لحظات آن، غم فراوانی که با آن ماهها همراه شده بود، با شادی هرچه تمام ربیع الاول جایگزین شود و پایان آن روز یعنی پایان قریب دو ماه سوگ و […]
مادربزرگ من زیباست…
به نام خدایی که فرشته ای در قالب آدم به نام «مادربزرگ زیبای من» افرید… مادربزرگ من زیباست.. اندیشیدم ومی اندیشم و خواهم اندیشید تا شاید بتوانم باقلمی عاجز و بر برگی ناقص تصویر زیبای تورا به رخ جهان بکشم وباکلمات نقش زنم زیبایی های بینهایتت را برتن بی جان کاغذ و آنگاه بدان حیات […]