چشمان رنگی من دیدند…

چشمان رنگی من دیدند چشمان رنگی ام را به جهان گشودم و دیدم آن چه را که باید. دیدگانم مرا لذت زندگی بخشیدند لذت دیدن. دیدگانم به من: خنده های شیرین پیرزنی گریه های شیرین تر نوزادی آتش خشمین را دریای نیلین را گل‌های سرخین را سرسختی کوه را پشتکار رود را بخشندگی آفتاب درخشندگی […]

متنی که میخواهید برای جستجو وارد کرده و دکمه جستجو را فشار دهید. برای لغو دکمه ESC را فشار دهید.

بازگشت به بالا